می خواهم گامی بردارم به بزرگی کودکی ام

نگاهم دور می زند قدرت فاصله را
شرم ندارم از این خجلت
پرم از انتهای تهی
کسی نبود برای رکود سنگینی این جمود
جز منه تو
پس قرار می گیرم در نشیمنگاه منه خویش
می خواهم گامی بردارم به بزرگی کودکی ام
جلوه های رنگین هنر
بیداری،زیبایی
سبک های حک شده در درون خفته ام
سفر به نا ممکن های ممکن
خنده ایی به وسعت دل درد و سقوط از پشت
فریب بوسه ایی از من در معامله ی شیرینی طعم شکلات
تصرف دنیا در حربه ی گریه
خوابی در عمق آرامش
پیش به سوی بزرگترین
گامهای کوچک کودکی ام
+نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت12:37توسط مریم قاسمی |
سفر
در سفرم
از اندیشه
از این لحظه....
+نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت1:26توسط مریم قاسمی |

