پک میزنی حوصله نداشته را
نه من می نگرم به تو
نه ماه می نگرد به من
حواسم را جمع برجهايی مي كنم
كه دود می كند حوصله ات را
در تاريكی محض اين خستگی
كه برد مرا به اوج دل مردگی
تو خود را به منه بی من ای ات می سپاری
و من تو را به خود
تنها ماندم در وسعت اين بی كسی
جز خدا و خودای خود
+نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت18:52توسط مریم قاسمی |


