تبليغاتX
شادمانی بی سبب
حسی در همین حوالی
 

۱.تو هم ببند

چشمانت را

به روی حرفهایی که مثل خوره لبانم را خورد

 

۲.رویا

شاید چیزی نزدیک تر از فاصله بستن دو پلک نباشد

باور نکن

که خسته ام

یا خوابم برد

رویا

پشت پر چینهای پلک منتظر بود

که من رفتم

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت1:50توسط مریم قاسمی |
انتظار
 

چیزی شبیه خواب بود

گفتی بخوان سرود سپیده صبح را

بسم الله الرحمن الرحیم

مثل صد ستاره ای که هر شب از لبانت می درخشید

رب الدخلنی مدخلا صدق

و اخرجنی مخرجا صدق

و جعلنی من لدنک سلطانا نصیرا

+نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت23:32توسط مریم قاسمی |