تبليغاتX
شادمانی بی سبب
طلوعی که پشت دودها و برجها و پنجره های قفل شده جا می ماند...
 

صدای زنگ تلفن همراه تمام خواب را رنده رنده میکند

بیدار می شوم

عقربه های ساعت به دوازده نزدیکند

باز هم شب کار دستم داد

از تمام قول و قرارهای صبح شرمنده ام

اولین قرار بعدی راس ساعت یک بامداد

من منتظر می نشینم

تو بخواب

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت2:11توسط مریم قاسمی |