دلتنگ احساس دیروزم
سلام به تمام دست نوشته های دیروز٬دلم برای نوشتن با تمام حس دیروزهام تنگ شده.نوشتن وگفتن فقط برای دلی که خواست بنویسه و برای احساسش هیچ قانونی صرف نشده باشه.کلمات همرنگ احساس باشند نه جای قانون جایگاه شعر٬دلم خوش باشد همینکه مینویسم برای خود وخدا شاعرم.
نمیدانم
انقدر در این روزها گم شده ام که ...
یادم رفت خدا شاعران را دوست دارد
حس ها در همین حوالی خفته اند
یادم نمی اورم
اخرین تلنگر را تو زدی یا خدا ؟!
من بیدار نبودم
دارم زدند
با کلمات
به جرم همان احساساتی که خفتند
حالا... تو به من می خندی یا خدا
فرقی نمیکند
خوابم ٬خواب خواب
با تمام احساسات مرده از جا می پرم
+نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت12:47توسط مریم قاسمی |

